اگر قصد معامله داوجونز در لایت فایننس را دارید، این راهنما به نکات مهمی می‌پردازد که پیش از شروع باید درباره نماد، زمان‌بندی و شرایط معامله بدانید.

اگر چند سالی در بازار فعال باشید، معمولا یک نقطه مشترک در تجربه خیلی ها پیدا میکنید؛ جایی که از فارکس کلاسیک و جفت ارزها خسته میشوند و سراغ شاخص ها میروند. برای من هم همین اتفاق افتاد و یکی از اولین شاخص هایی که سراغش رفتم، داوجونز بود. اما راستش اوایل اصلا درکی از رفتار این شاخص نداشتم و فقط به اسم معروفش تکیه کرده بودم. نتیجه هم طبیعی بود؛ استرس بالا، نوسان های تند و تصمیم های عجولانه.

در این نوشته میخواهم چیزهایی را که در طول کار با داوجونز یاد گرفتم، با محوریت تجربه شخصی توضیح بدهم؛ مخصوصا برای کسی که میخواهد قبل از معامله داوجونز در لایت فایننس تصویر واقع بینانه تری از این نماد داشته باشد. نه قرار است کسی را تشویق کنم و نه نا امید، فقط سعی میکنم آن چیزی را که خودم در عمل دیده ام، منتقل کنم.

داوجونز چیست و برای یک تریدر چه معنایی دارد

داوجونز یک سهام تکی نیست، سبدی از شرکت های بزرگ است

نکته ای که اول راه خودم را اذیت کرد این بود که با داوجونز مثل یک سهم تکی برخورد میکردم. اما داوجونز در واقع میانگین قیمتی چندین شرکت بزرگ امریکایی است. یعنی وقتی نمودار را نگاه میکنید، دارید واکنش جمعی یک گروه شرکت را میبینید، نه یک نماد منفرد. این موضوع روی رفتار قیمت تاثیر مستقیم دارد؛ گاهی حرکت ها هماهنگ و روان است و گاهی به خاطر خبر روی یک صنعت، حرکت نا منظم میشود.

وقتی از زاویه یک تریدر به این شاخص نگاه می کنید، بهتر است آن را شبیه یک «تصویر کلی از بازار سهام امریکا» ببینید. این نگاه کمک میکند روی یک خبر خاص درباره یک شرکت خیلی زوم نکنید و بیشتر به جو کلی بازار توجه داشته باشید.

چرا داوجونز نوسان احساسی بالایی دارد

بر خلاف بعضی جفت ارزها که بیشتر تحت تاثیر سیاست های پولی و داده های اقتصادی هستند، داوجونز به جو روانی بازار هم خیلی واکنش نشان میدهد. توی تجربه خودم سه دسته خبر باعث حرکات ناگهانی شده است:

اول، نشست های فدرال رزرو و خبرهای مربوط به نرخ بهره. این ها تقریبا همیشه حجم و نوسان داوجونز را تغییر میدهند. دوم، گزارش های فصلی شرکت های بزرگ امریکایی. حتی اگر همه شرکت های داخل شاخص گزارش ندهند، خبر چند تا از غول های تکنولوژی میتواند جو کلی را عوض کند. سوم، خبرهای سیاسی یا ژئوپلیتیک مثل تنش های بزرگ یا توافق های مهم.

اگر عادت دارید با نمودار خالی و بدون توجه به خبر معامله کنید، در داوجونز معمولا دیر یا زود با یک حرکت تند غافلگیر میشوید. این موضوع را حداقل برای خودم چند بار تجربه کردم و کم کم فهمیدم بدون آگاهی از تقویم خبر، کار با این شاخص بیشتر شبیه قمار است تا معامله حساب شده.

نکاتی که قبل از باز کردن هر معامله داوجونز به کار می آید

ساعت های مهم بازار و نقش آن در رفتار داوجونز

بهترین تصمیمی که درباره داوجونز برای خودم گرفتم این بود که ساعت های معاملاتی را دسته بندی کنم. تجربه ام نشان میدهد سه بازه زمانی کاملا حال و هوای متفاوتی دارند:

بازه اول، حدود یک ساعت قبل از باز شدن بازار سهام امریکا و یک تا دو ساعت بعد از باز شدن آن است. این فاصله معمولا شلوغ ترین و پر فشار ترین زمان برای داوجونز است. گپ ها، جهش ها و شکست های ناگهانی بیشتر در همین بازه رخ میدهد. اگر مدیریت ریسک انعطاف پذیر ندارید، ورود در این ساعت ها میتواند خیلی زود حساب را تحت فشار قرار دهد.

بازه دوم، وسط بازار امریکاست که معمولا حجم کمتر و حرکت ها منظم تر میشود. شخصا اگر دنبال معامله های آرام تر باشم، سراغ این بخش روز میروم. و بازه سوم، اواخر شب به وقت ایران که بازار در حال بستن است. در این دوره حرکت ها بیشتر جمع کردن معاملات و واکنش های نهایی به خبرهای روز است، و معمولا برای ترید های خیلی کوتاه مدت مناسب تر بوده است.

مدیریت حجم معامله؛ تجربه ای که با ضرر یاد گرفته میشود

یکی از اشتباه های رایج، برخورد با داوجونز شبیه جفت ارزهای کم نوسان است. هرچند عدد پیپ یا تیک ممکن است ظاهرا معمولی به نظر برسد، اما حرکت قیمت گاهی آنقدر تند است که حجم معامله ای که در یورو دلار قابل تحمل است، در داوجونز میتواند در چند دقیقه استرس شدید ایجاد کند.

برای خودم قاعده ای گذاشته ام که در شاخص ها همیشه حجم معامله را کمتر از میانگین حجم خودم روی جفت ارزها انتخاب کنم، مخصوصا در روزهایی که خبر مهم در راه است. این کم کردن حجم، بیشتر از آنکه فقط یک عدد باشد، نوعی کنترل روانی است. وقتی عدد سود و ضرر لحظه ای کوچک تر است، تصمیم گرفتن منطقی هم راحت تر میشود.

کار با حد ضرر و حد سود در شاخص داوجونز

داوجونز در مقایسه با بعضی نمادهای دیگر بیشتر مستعد سایه های طولانی در کندل هاست؛ یعنی قیمت گاهی با یک حرکت سریع چند ده واحدی حد ضرر را لمس میکند و بر میگردد. چیزی که در عمل برایم جواب داده، استفاده از حد ضرر «واقع بینانه تر» است؛ نه آنقدر نزدیک که هر نوسان جزیی باعث خروج شود و نه آنقدر دور که حساب آسیب جدی ببیند.

یکی از روش هایی که استفاده میکنم، ترکیب نواحی حمایت و مقاومت با نوسانات اخیر قیمت است. مثلا اگر میبینم در چند ساعت گذشته حرکت های رفت و برگشت بین ۵۰ تا ۸۰ واحد بوده، حد ضرر را جایی قرار نمیدهم که یک نوسان معمولی بتواند به آن برسد. این نوع تنظیم، ذهن را آماده تر میکند و از خارج شدن های بی دلیل کم میکند، هر چند هنوز هم خطا و برخورد غیر منتظره همیشه وجود دارد.

چطور تحلیل تکنیکال را با خبرهای بنیادی در داوجونز ترکیب کنیم

تقویم اقتصادی و تاثیر خبرهای کلان

هر چقدر هم روی نمودار تمرکز کنیم، در داوجونز نمی شود چشم را کاملا روی خبرها بست. برای خودم تبدیل به عادت شده است که قبل از هر روز معاملاتی، تقویم اقتصادی را بررسی کنم تا زمان انتشار داده های مهم مثل نرخ بهره، تورم، بیکاری و شاخص های تولید را بدانم. نه برای پیشبینی صد در صد، بلکه برای این که حداقل در لحظه اعلام این داده ها در موقعیت خیلی سنگین قرار نداشته باشم.

یک نکته جالبی که دیده ام این است که گاهی بازار قبل از خبر بخش زیادی از واکنش را نشان میدهد. یعنی روند از چند روز قبل شروع شده و خبر فقط بهانه تشدید آن میشود. اینجا است که ترکیب تحلیل نمودار با اطلاع از داده های در پیش، تصویر کامل تری میدهد. اگر فقط به یکی از آن ها تکیه کنیم، معمولا یک تکه مهم از پازل را نداریم.

رفتار قیمت در حوالی سطوح روانی مهم

در داوجونز اعداد رند و سطوح روانی مثل آهنربا عمل میکنند. مثلا سطح های هزار واحدی یا محدوده هایی که چند بار در گذشته واکنش قوی داشته اند. تجربه ام میگوید که درست در نزدیکی این سطوح، نباید عجولانه تصمیم گرفت؛ چون گاهی بازار چند بار به این نواحی ضربه میزند تا در نهایت جهت را مشخص کند.

وقتی میبینم قیمت نزدیک چنین سطوحی است، سعی میکنم سرعت تصمیم گیری را کم کنم؛ یعنی به جای ورود عجله ای در اولین برخورد، صبر میکنم ببینم آیا کندل های بعدی تایید میدهند یا نه. این نوع صبر کردن همیشه منجر به معامله بهتر نشده، اما حداقل از تعدادی ورود کاملا احساسی جلوگیری کرده است.

تجربه کار با محیط فارسی و اطلاعات آموزشی لایت فایننس

اهمیت آشنایی با مشخصات نماد داوجونز

یکی از چیزهایی که در مسیر یادگیری شاخص ها برایم مفید بود، این بود که قبل از ورود جدی، مشخصات نماد را از دید بروکر بررسی کردم؛ از جمله ساعات دقیق معامله، حداقل حجم و فاصله های معمول اسپرد. در مورد داوجونز، صفحه معرفی نماد داوجونز در لایت فایننس جایی بود که توانستم این اطلاعات را به شکل متمرکز ببینم و بفهمم از نظر فنی با چه شرایطی روبرو هستم.

این نوع آشنایی اولیه باعث میشود قبل از هر چیز، تصویر روشنی از جنبه های فنی نماد داشته باشیم؛ چیزی که به نظرم گاهی از خود استراتژی تحلیل تکنیکال هم حیاتی تر است. چون اگر ندانیم دقیقا با چه محدودیت هایی کار میکنیم، تمام برنامه ریزی های بعدی روی هوا خواهد بود.

استفاده از محیط فارسی برای کاهش خطای برداشت

برای خیلی ها مثل خود من، خواندن توضیحات فنی و قراردادی به زبان غیر فارسی همیشه مقداری احتمال سوء برداشت دارد؛ مخصوصا در جزئیات مهمی مثل نحوه محاسبه هزینه نگهداری یا زمان بندی های خاص. وقتی همین بخش ها را به زبان ساده تر و در محیط فارسی میخوانم، حس میکنم کنترل بیشتری روی تصمیم هایم دارم و کمتر چیزی را از قلم می اندازم.

در مورد داوجونز هم همین تجربه را داشته ام؛ یعنی قبل از اینکه سراغ معاملات جدی بروم، چند بار توضیحات و مثال های فارسی را مرور کردم تا مطمئن شوم برداشت ذهنی ام با شرایط واقعی نماد فاصله زیادی ندارد. این کار شاید کمی زمان بگیرد، اما در مقابل زمان و انرژی که بعدا در معامله صرف میکنیم، ناچیز است.

جمع بندی:

اگر بخواهم تجربه خودم را در یک جمله خلاصه کنم، داوجونز برای تریدر شبیه چاقوی تیز است؛ کار را سریع تر پیش میبرد، اما با یک لحظه غفلت هم میتواند دردسر ساز شود. قبل از معامله داوجونز در لایت فایننس یا هر جای دیگری، به نظرم چند نکته را باید واقعا برای خودمان حل کرده باشیم:

اول اینکه بدانیم با یک شاخص طرف هستیم نه یک سهم تکی؛ بنابراین جو کلی بازار سهام امریکا نقش پر رنگی در رفتار آن دارد. دوم اینکه بدون در نظر گرفتن تقویم خبری و رویدادهای مهم، هر استراتژی تکنیکالی روی این نماد ناقص خواهد بود. سوم، مدیریت حجم معامله و تنظیم حد ضرر و حد سود باید متناسب با نوسان این شاخص باز طراحی شود، نه این که همان عادت های جفت ارزها را عینا تکرار کنیم.

و در نهایت، تجربه من نشان داده است که هر چه شناخت مان از جزئیات فنی نماد و شرایط معاملاتی بیشتر باشد، تصمیم هایمان آرام تر و سنجیده تر میشود. داوجونز میتواند برای کسانی که حوصله بررسی و پیگیری مداوم خبر و نمودار را دارند، تبدیل به یک بخش جدی از فعالیت معاملاتی شود؛ اما همان قدر هم میتواند برای کسی که با شتاب یا از روی کنجکاوی وارد میشود، منبع استرس باشد. انتخاب این که در کدام دسته قرار بگیریم، قبل از هر چیز به نوع نگاه و انضباط خودمان در برخورد با این شاخص برمیگردد.

*این محتوا یک آگهی می باشد*

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *