در دنیای پیچیده دیپلماسی و توافقهای بینالمللی، همواره سازوکارهایی برای حل اختلافات و تضمین پایبندی طرفین به تعهداتشان طراحی میشود. در مورد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، یکی از منحصربهفردترین و در عین حال بحثبرانگیزترین این سازوکارها، “مکانیسم ماشه” یا “مکانیسم بازگشت خودکار تحریمها” (Snapback) است.
این عبارت که پس از امضای توافق هستهای در سال ۲۰۱۵ به طور مکرر در اخبار و تحلیلهای سیاسی به گوش میرسد، به یک فرآیند حقوقی خاص در چارچوب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل اشاره دارد که به یکی از طرفین برجام اجازه میدهد تا در صورت اعتقاد به “عدم پایبندی اساسی” طرف دیگر، فرآیندی را آغاز کند که میتواند به بازگشت تمامی تحریمهای بینالمللی لغو شده علیه ایران منجر شود.
اما به راستی، مکانیسم ماشه چیست و چگونه کار میکند؟ چه چیزی آن را از سایر روندهای شورای امنیت متمایز و قدرتمند میسازد؟ و چرا حق استفاده از آن پس از خروج ایالات متحده از برجام، به یک نقطه اختلاف حقوقی و سیاسی بزرگ تبدیل شد؟ این مقاله با هدف ارائه یک دیدگاه جامع و به دور از جانبداریهای سیاسی، به تشریح دقیق و گام به گام این مفهوم کلیدی در حقوق بینالملل و آینده برجام میپردازد.
توجه: این مطلب صرفاً جنبه اطلاعرسانی و تحلیلی عمومی دارد و به هیچ عنوان نباید به عنوان مشاوره حقوقی یا تحلیل سیاسی تخصصی تلقی گردد.

مکانیسم ماشه چیست؟ تعریفی ساده از یک سازوکار پیچیده برای بازگشت خودکار تحریمها
برای پاسخ به این سوال که مکانیسم ماشه چیست، باید به هدف اصلی آن توجه کرد. مکانیسم ماشه (Trigger Mechanism)، که به آن “اسنپبک” (Snapback) نیز گفته میشود، یک فرآیند حل اختلاف ویژه است که در توافق هستهای ایران (برجام) و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل تعبیه شده است.
هدف اصلی این سازوکار، ایجاد یک اهرم فشار قدرتمند برای اطمینان از پایبندی ایران به تعهدات هستهای خود بود. ویژگی منحصربهفرد این مکانیسم این است که فرآیند بازگشت تحریمها در آن تقریباً “خودکار” است و برخلاف روال معمول شورای امنیت، برای جلوگیری از آن نیاز به رأی مثبت و عدم وتوی اعضای دائم است.
مبنای حقوقی و قانونی: جایگاه کلیدی مکانیسم ماشه در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل
برای درک قدرت و مشروعیت مکانیسم ماشه، باید به منشأ آن یعنی قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که در سال ۲۰۱۵ برای تأیید برجام به تصویب رسید، مراجعه کرد. این قطعنامه، ضمن لغو تمامی تحریمهای قبلی شورای امنیت علیه ایران، چارچوب جدیدی را تعریف کرد.
در بندهای ۱۰ تا ۱۳ این قطعنامه، فرآیند حل اختلاف و مکانیسم ماشه به تفصیل شرح داده شده است. بر اساس این قطعنامه، ایران و گروه ۱+۵ (آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان) به عنوان “مشارکتکنندگان برجام” شناخته شدهاند و این حق به آنها داده شده که از این مکانیسم استفاده کنند.
فرآیند فعالسازی مکانیسم ماشه به صورت گام به گام و مرحله به مرحله
فرآیند فعالسازی مکانیسم ماشه یک روند حقوقی مشخص و زمانبندی شده دارد:
۱. گام اول: اعلام رسمی “عدم پایبندی اساسی” توسط یکی از کشورهای طرف برجام
فرآیند با اعلام یکی از کشورهای مشارکتکننده در برجام (ایران یا یکی از کشورهای ۱+۵) مبنی بر اینکه طرف مقابل به “عدم پایبندی اساسی” (Significant Non-performance) به تعهدات خود ذیل برجام مرتکب شده است، آغاز میشود. این کشور باید این موضوع را طی نامهای رسمی به اطلاع شورای امنیت سازمان ملل برساند.
۲. گام دوم: آغاز شمارش معکوس ۳۰ روزه و بررسی موضوع در شورای امنیت
به محض دریافت این نامه، یک شمارش معکوس ۳۰ روزه در شورای امنیت آغاز میشود. در طول این مدت، اعضای شورا میتوانند برای حل و فصل دیپلماتیک موضوع تلاش کنند.
۳. گام سوم و حیاتی: رأیگیری بر سر پیشنویس یک قطعنامه جدید برای “ادامه لغو تحریمها”
اینجا، نقطه کلیدی و تفاوت اصلی مکانیسم ماشه با سایر فرآیندهاست. در طول این ۳۰ روز، هر یک از اعضای شورای امنیت میتوانند پیشنویس قطعنامهای را ارائه دهند که در آن، بر “ادامه لغو تحریمهای” سازمان ملل علیه ایران تأکید شده باشد. شورای امنیت باید در مورد این پیشنویس رأیگیری کند.
۴. گام چهارم و کلیدی: نقش سرنوشتساز حق وتو و بازگشت خودکار تمامی تحریمها (Snapback)
در این مرحله، منطق معمول حق وتو “معکوس” میشود. اگر پیشنویس قطعنامه مربوط به “ادامه لغو تحریمها” به تصویب نرسد (یعنی ۹ رأی موافق لازم را کسب نکند یا توسط یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت یعنی آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا یا فرانسه **وتو** شود)، در پایان روز سیام، تمامی تحریمهای بینالمللی که پیش از برجام علیه ایران وجود داشتند، به طور خودکار و بدون نیاز به هیچ قطعنامه جدیدی، مجدداً اعمال خواهند شد. این همان بازگشت خودکار یا “اسنپبک” است.

فلسفه و هدف اصلی از طراحی و تعبیه مکانیسم ماشه در توافق برجام چه بود؟
هدف اصلی طراحان این مکانیسم (به خصوص کشورهای غربی)، ایجاد یک اهرم فشار “ضد وتو” بود. آنها نگران بودند که در صورت نقض برجام توسط ایران، روسیه یا چین ممکن است با استفاده از حق وتوی خود، از صدور قطعنامهای جدید برای اعمال مجدد تحریمها علیه ایران جلوگیری کنند.
مکانیسم ماشه این مشکل را با معکوس کردن فرآیند حل کرد. در این سازوکار، برای “بازگرداندن تحریمها” نیازی به رأیگیری نیست، بلکه برای “جلوگیری از بازگشت تحریمها” نیاز به تصویب یک قطعنامه جدید است که این قطعنامه نیز توسط هر یک از اعضای دائم قابل وتو است. این امر، قدرت زیادی را به هر یک از پنج عضو دائم شورای امنیت میبخشد.
جنجالها، مناقشات و تفاسیر متفاوت: پس از خروج از برجام، چه کسی حق استفاده از مکانیسم ماشه را دارد؟
پس از خروج یکجانبه ایالات متحده از برجام در سال ۲۰۱۸، یکی از بزرگترین بحثهای حقوقی و سیاسی در مورد این توافق شکل گرفت.
۱. دیدگاه و استدلال ایالات متحده پس از خروج از توافق برجام
دولت وقت آمریکا (دولت ترامپ) در سال ۲۰۲۰ استدلال کرد که اگرچه از برجام خارج شده است، اما از آنجایی که نام این کشور در قطعنامه ۲۲۳۱ به عنوان یکی از “مشارکتکنندگان اولیه برجام” ذکر شده، همچنان این حق حقوقی را دارد که مکانیسم ماشه را علیه ایران فعال کند. این تفسیر با هدف بازگرداندن تمامی تحریمهای سازمان ملل علیه ایران مطرح شد.
۲. دیدگاه و استدلال ایران و اکثریت اعضای باقیمانده در برجام
در مقابل، ایران و اکثریت قاطع اعضای شورای امنیت (از جمله سایر اعضای برجام مانند روسیه، چین و اتحادیه اروپا) این تفسیر آمریکا را رد کردند. استدلال آنها این بود که یک کشور نمیتواند به طور همزمان از یک توافق خارج شود و از تعهدات خود شانه خالی کند، اما همچنان برای خود “حقوق” ناشی از همان توافق را قائل باشد.
آنها معتقد بودند که آمریکا با خروج از برجام، دیگر یک “مشارکتکننده” محسوب نشده و حق استفاده از سازوکارهای حل اختلاف آن، از جمله مکانیسم ماشه را از دست داده است. این اختلاف نظر حقوقی، در آن مقطع به یک بحران جدی در شورای امنیت تبدیل شد.
پیامدهای احتمالی و بالقوه سیاسی، حقوقی و اقتصادی فعالسازی مکانیسم ماشه
فعالسازی موفقیتآمیز مکانیسم ماشه میتواند پیامدهای بسیار جدی و گستردهای به همراه داشته باشد:
از نظر حقوقی و دیپلماتیک: این اقدام به معنای فروپاشی کامل برجام و بازگشت به وضعیت پیش از سال ۲۰۱۵ از نظر تحریمهای سازمان ملل خواهد بود. این امر میتواند منجر به انزوای دیپلماتیک شدید ایران و همچنین ایجاد بحران اعتبار برای شورای امنیت سازمان ملل (در صورت وجود اختلاف نظر عمیق بین اعضای دائم) شود.
از نظر اقتصادی: بازگشت خودکار تحریمهای چندجانبه سازمان ملل، میتواند فشار اقتصادی بسیار شدیدی را بر ایران وارد کرده و تجارت بینالمللی با این کشور را حتی برای کشورهایی که مخالف این اقدام بودهاند، بسیار دشوار یا غیرممکن سازد.

سوالات متداول (FAQ) در مورد مکانیسم ماشه و برجام
۱. آیا تا به امروز، مکانیسم ماشه علیه ایران به طور موفقیتآمیز فعال شده است؟
خیر. در سال ۲۰۲۰، دولت وقت ایالات متحده تلاش کرد تا با استناد به جایگاه خود به عنوان “مشارکتکننده اولیه برجام”، مکانیسم ماشه را فعال کند. اما این اقدام با مخالفت شدید و قاطع اکثریت اعضای شورای امنیت سازمان ملل، از جمله سایر اعضای دائم مانند روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه روبرو شد و در عمل ناکام ماند. آنها اعلام کردند که آمریکا به دلیل خروج از برجام، دیگر حقی برای استفاده از این سازوکار ندارد.
۲. تفاوت اصلی و کلیدی مکانیسم ماشه با سایر روندهای حل اختلاف و اعمال تحریم در شورای امنیت چیست؟
تفاوت اصلی در “معکوس شدن منطق وتو” است. در روال عادی شورای امنیت، برای “تصویب یک قطعنامه” (مثلاً برای اعمال تحریمهای جدید) نیاز به حداقل ۹ رأی موافق و عدم وتوی هیچ یک از پنج عضو دائم است. اما در مکانیسم ماشه، برای “جلوگیری از بازگشت تحریمها”، باید قطعنامهای مبنی بر “ادامه لغو تحریمها” به تصویب برسد.
این بدان معناست که یک عضو دائم میتواند با وتو کردن این قطعنامه، به تنهایی مانع از ادامه لغو تحریمها شده و باعث بازگشت خودکار آنها شود. این قدرت بسیار زیادی به هر یک از اعضای دائم میدهد.
۳. توافق “برجام” (JCPOA) و “قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت” دقیقاً چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
برجام (برنامه جامع اقدام مشترک)، خود توافق سیاسی و فنی است که بین ایران و گروه ۱+۵ منعقد شد. اما برای اینکه این توافق ضمانت اجرایی بینالمللی پیدا کند و تحریمهای قبلی سازمان ملل لغو شوند، لازم بود که توسط شورای امنیت سازمان ملل تأیید شود.
قطعنامه ۲۲۳۱ همان سندی است که توسط شورای امنیت برای تأیید و رسمیت بخشیدن به برجام تصویب شد. در واقع، این قطعنامه، برجام را به بخشی از حقوق بینالملل تبدیل کرده و سازوکارهایی مانند مکانیسم ماشه را در چارچوب آن تعریف نموده است.
۴. آیا کشورهایی مانند روسیه یا چین میتوانند اقدام یک کشور غربی (مانند فرانسه یا بریتانیا) برای فعالسازی مکانیسم ماشه را وتو کنند؟
خیر، و این دقیقاً نکته کلیدی در طراحی این مکانیسم است. همانطور که توضیح داده شد، روسیه و چین نمیتوانند خودِ “اقدام به فعالسازی” را وتو کنند.
آنها تنها میتوانند به پیشنویس قطعنامهای که برای “ادامه لغو تحریمها” ارائه میشود، رأی مثبت دهند. اما اگر یکی از کشورهای غربی عضو دائم (آمریکا، بریتانیا یا فرانسه) آن پیشنویس را وتو کند، مکانیسم ماشه به طور خودکار فعال خواهد شد و روسیه و چین قدرتی برای جلوگیری از آن نخواهند داشت. به همین دلیل به آن مکانیسم “ضد وتو” نیز گفته میشود.
۵. به جز توافق هستهای ایران (برجام)، آیا مکانیسم مشابهی با عنوان “مکانیسم ماشه” در سایر توافقهای مهم بینالمللی نیز وجود دارد؟
سازوکار مکانیسم ماشه به شکلی که در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ طراحی شده (با منطق وتوی معکوس)، یک نوآوری حقوقی و دیپلماتیک نسبتاً منحصربهفرد و کمسابقه در تاریخ توافقهای بینالمللی محسوب میشود. اگرچه بسیاری از توافقها دارای سازوکارهای حل اختلاف هستند، اما این فرآیند بازگشت خودکار و تقریباً غیرقابل توقف تحریمها، یکی از ویژگیهای خاص و برجسته برجام است که با توجه به حساسیت موضوع هستهای و برای جلب رضایت تمامی طرفین، در آن گنجانده شده بود.
نتیجهگیری نهایی: مکانیسم ماشه، شمشیری دولبه و ابزاری قدرتمند در دیپلماسی بینالمللی
در پاسخ به این سوال که مکانیسم ماشه چیست، باید گفت این سازوکار یکی از پیچیدهترین و خلاقانهترین ابزارهای حقوقی است که تاکنون در یک توافق بینالمللی گنجانده شده است. این مکانیسم، که با هدف ایجاد یک اهرم فشار قدرتمند و ضد وتو طراحی شده، به همان اندازه که میتواند به عنوان یک ابزار بازدارنده عمل کند، پتانسیل ایجاد بحرانهای عمیق دیپلماتیک و حقوقی را نیز در خود دارد.
سرنوشت برجام و آینده روابط بینالمللی، تا حد زیادی به نحوه تفسیر و استفاده (یا عدم استفاده) از همین سازوکار پیچیده گره خورده است. درک دقیق مکانیسم ماشه، برای فهم عمیقتر دینامیکهای سیاسی و حقوقی پیرامون برنامه هستهای ایران و توافق برجام، کاملاً ضروری است.